فیلم گزارش را این جا ببینید
عصر ایران ــ تصور کن که من درختی زیبا دارم، پر از پرتقالهای درخشان. یک روز از خودم میپرسم: «این پرتقالها از چه ساخته شدهاند؟» و تصمیم میگیرم خودم به این سؤالم پاسخ بدهم. پس با دقت به درون یک پرتقال نگاه میکنم.
آن را ذهناً چند برابر بزرگتر میکنم و این کار را ادامه میدهم. کمکم به جایی میرسم که میتوانم مولکولهایش را ببینم. اما اینجا پایان خط نیست. مولکولها را هم بزرگتر میکنم تا درونشان را دقیقتر ببینم. حالا اتمها نمایان میشوند، ولی ماجرا هنوز تمام نشده است. با بزرگتر کردن بیشتر، الکترونها را میبینم که با سرعت در فضای خالی اطراف هسته اتم میچرخند.
در قلب اتم، هسته را پیدا میکنم. اگر هسته را هم بزرگ کنم، میبینم که از ذراتی به نام پروتون و نوترون ساخته شده است. حالا یکی از نوترونها را برمیدارم و آن را بزرگتر میکنم. در این مرحله، ذرات ریزتری به نام کوارکها پدیدار میشوند؛ ذرات بنیادیای که بسیار کوچکاند.اینجا نقطهای است که درک معمولی ما به پایان میرسد. اما نظریه ریسمان وارد میدان میشود و میگوید که در این دنیای ریز، چیزهای بیشتری وجود دارد. اگر یک کوارک را باز هم بزرگتر کنم، دانش رایج میگوید چیزی درون آن نیست.
ولی نظریه ریسمان ادعا میکند که من یک رشته ریز را میبینم؛ رشتهای از انرژی، شبیه به تار ویولن. اگر به آن ضربه بزنم، میلرزد و صدایی مثل یک نت موسیقی تولید میکند که میتوانم بشنوم. اما در نظریه ریسمان، این لرزشها نت موسیقی نمیسازند، بلکه ذرات جدیدی خلق میکنند. پس کوارک چیزی نیست جز یک رشته که با الگویی خاص میلرزد. الکترون هم رشتهای است با الگویی متفاوت، و نوترینو هم همینطور، رشتهای با لرزشی منحصربهفرد.
حالا اگر همه چیز را به حالت اول برگردانم، دوباره همان پرتقال ساده را در دست دارم. اگر این ایدهها درست باشند—البته اگر واقعاً درست باشند—در اعماق این پرتقال یا هر چیز دیگری، چیزی جز یک سمفونی بزرگ از رشتههای در حال لرزش و حرکت وجود ندارد. این، چکیدهی نظریه ریسمان است.