فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۹۱۹۲۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰
کد ۷۹۱۹۲۶
انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰

داستان کوتاه درخواست آخر

پس از درگذشت پدر، پسر مادرش را به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.

یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است!

پس باشتاب رفت، تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.

از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی تا برایت انجام دهم؟

مادر گفت: از تو درخواست آخری دارم. می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم!

فرزند با تعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟

و قبلا به من گلایه نکردی!

مادر پاسخ داد: بله فرزندم. من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم و عادت کردم. ولی می ترسم که وقتی فرزندانت تو را در پیری به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی!

ارسال به دوستان
کشف جزیره‌مصنوعی ۵۰۰۰ ساله در عمق آب‌های اسکاتلند!(+عکس) مشاهیر تاریخ عاشق چه غذاهایی بودند؟؛ از انیشتین تا ناپلئون بناپارت مردی که برای نجات مسجد شاه اصفهان بی‌خانمان شد! ادعای کشف حکاکی ماستودون روی یک سنگ در اعماق دریاچه میشیگان خبرساز شد ۳ دروغ نابخشودنی که افراد را سال‌ها در ازدواج‌های ناموفق نگه می‌دارد قدیمی‌ترین سازه سنگی جهان؛ Göbekli Tepe تاریخ را بازنویسی کرد(+عکس) ۷ میوه مفید تابستانی که بهتر است در روزهای گرم بیشتر بخورید آیفون‌های قدیمی با iOS 27 سریع‌تر می‌شوند؟ خبر مهم برای کاربران iPhone 11 اگر این ۶ علامت را دارید، احتمالا مغزتان از کم خوابی آسیب دیده است تصاویر خانه‌هایی که بدون میخ ساخته شدند! / راز معماری ۱۵۰ ساله در قلب گیلان کاسه‌بشقاب‌های چینی کاملا سالم در عمق 600 متری دریا پیدا شدند(+عکس) راز سلامتی ایلامی‌ها در یک کاسه غذا؛ روش تهیه «بابایاری» ۶ گیاهی که از خریدشان پشیمان می‌شوید معمای حل‌نشدۀ «سوراخ‌های 2500 ساله» (+عکس) ۱۵ ناهار پروتئینی که ۱۰ دقیقه ای آماده می‌شوند