فیلم بیشتر »»
کد ۲۷۲۷۴۳
انتشار: ۲۱:۴۰ - ۲۲-۰۲-۱۳۹۲

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

  دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
  
نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم
 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 
سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

از وبلاگ آناهیتا (زنان بلاگ)

 
برچسب ها: شعر
ارسال به دوستان
کشف جزیره‌مصنوعی ۵۰۰۰ ساله در عمق آب‌های اسکاتلند!(+عکس) مشاهیر تاریخ عاشق چه غذاهایی بودند؟؛ از انیشتین تا ناپلئون بناپارت مردی که برای نجات مسجد شاه اصفهان بی‌خانمان شد! ادعای کشف حکاکی ماستودون روی یک سنگ در اعماق دریاچه میشیگان خبرساز شد ۳ دروغ نابخشودنی که افراد را سال‌ها در ازدواج‌های ناموفق نگه می‌دارد قدیمی‌ترین سازه سنگی جهان؛ Göbekli Tepe تاریخ را بازنویسی کرد(+عکس) ۷ میوه مفید تابستانی که بهتر است در روزهای گرم بیشتر بخورید آیفون‌های قدیمی با iOS 27 سریع‌تر می‌شوند؟ خبر مهم برای کاربران iPhone 11 اگر این ۶ علامت را دارید، احتمالا مغزتان از کم خوابی آسیب دیده است تصاویر خانه‌هایی که بدون میخ ساخته شدند! / راز معماری ۱۵۰ ساله در قلب گیلان کاسه‌بشقاب‌های چینی کاملا سالم در عمق 600 متری دریا پیدا شدند(+عکس) راز سلامتی ایلامی‌ها در یک کاسه غذا؛ روش تهیه «بابایاری» ۶ گیاهی که از خریدشان پشیمان می‌شوید معمای حل‌نشدۀ «سوراخ‌های 2500 ساله» (+عکس) ۱۵ ناهار پروتئینی که ۱۰ دقیقه ای آماده می‌شوند