عصر ایران؛ بانو بیدرانی - برای سالها، تصویری که از فوتبال در ذهن بسیاری از مردم وجود داشت، تصویری مردانه بود. ورزشگاهها پر از مردانی بودند که تیم محبوب خود را تشویق میکردند، برنامههای ورزشی عمدتاً برای مخاطبان مرد ساخته میشد و حتی در تبلیغات و روایتهای رسانهای نیز فوتبال اغلب به عنوان بخشی از فرهنگ مردانه معرفی میشد. اما اگر امروز به سکوهای جام جهانی نگاه کنیم، با تصویری متفاوت روبهرو خواهیم شد.
زنان دیگر صرفاً همراهان تماشاگران فوتبال نیستند؛ آنها خود بخشی از جامعه هواداران فوتبالاند. میلیونها زن در سراسر جهان مسابقات را دنبال میکنند، درباره تاکتیکها بحث میکنند، بازیکنان را میشناسند و مانند مردان با پیروزی و شکست تیمهای محبوبشان زندگی میکنند. این تغییر، یکی از مهمترین تحولات فرهنگی فوتبال در دهههای اخیر است.
البته زنان همیشه در فوتبال حضور داشتهاند. آنچه تغییر کرده، میزان دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن این حضور است. برای مدت طولانی، فرهنگ فوتبالی در بسیاری از کشورها به گونهای شکل گرفته بود که علاقه زنان به فوتبال امری استثنایی یا غیرعادی تلقی میشد. اما به تدریج این نگاه تغییر کرد و فوتبال از یک سرگرمی عمدتاً مردانه به پدیدهای فراگیرتر تبدیل شد.

بخشی از این تحول به تغییرات گستردهتر اجتماعی بازمیگردد. افزایش حضور زنان در دانشگاهها، رسانهها، بازار کار و عرصه عمومی، به طور طبیعی در دنیای ورزش نیز بازتاب پیدا کرد. همانگونه که زنان در بسیاری از حوزههای دیگر خواهان مشارکت بیشتر شدند، در فرهنگ هواداری فوتبال نیز جایگاه پررنگتری پیدا کردند.
رسانهها نیز در این تغییر نقش مهمی ایفا کردند. در گذشته، بسیاری از روایتهای فوتبالی، «مخاطب مرد» را مخاطب پیشفرض خود میدانستند. اما گسترش شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال باعث شد صداهای متنوعتری شنیده شود. زنان هوادار فوتبال دیگر تنها مصرفکننده محتوا نبودند؛ آنها به تولیدکنندگان محتوا، تحلیلگران و بخشی از گفتوگوی عمومی پیرامون فوتبال تبدیل شدند.
جام جهانی بیش از هر رویداد دیگری این تحول را آشکار میکند. در روزهای مسابقات، میلیونها زن در سراسر جهان نه تنها در جایگاه تماشاگر بلکه در نقش روزنامهنگار، گزارشگر، تحلیلگر، داور و مدیر ورزشی حضور دارند. فوتبال دیگر تنها متعلق به یک جنسیت نیست؛ به بخشی از فرهنگ عمومی جهانی تبدیل شده است.

البته این روند هنوز کامل نشده است. در بسیاری از کشورها زنان همچنان با محدودیتها، تبعیضها یا کلیشههای فرهنگی در فضای ورزشی روبهرو هستند. اما جهت کلی تغییر روشن به نظر میرسد. هر نسل جدید بیش از نسل پیشین، فوتبال را ورزشی متعلق به همه میبیند، نه عرصهای انحصاری برای مردان.
شاید مهمترین نتیجه این تحول آن باشد که فوتبال امروز تصویری دقیقتر از جامعه ارائه میدهد. اگر فوتبال محبوبترین ورزش جهان است، طبیعی است که هواداران آن نیز بازتابی از کل جامعه باشند. حضور گسترده زنان روی سکوها و در متن فرهنگ هواداری نشان میدهد که فوتبال از یک «خردهفرهنگ مردانه» فاصله گرفته و به زبانی مشترک برای گروههای متنوعتری از مردم تبدیل شده است.
جام جهانی فقط رقابت میان تیمها نیست؛ آینهای است که تغییرات جوامع را نیز منعکس میکند. یکی از مهمترین تصاویری که این آینه در سالهای اخیر به ما نشان داده، حضور پررنگتر زنانی است که دیگر در حاشیه فوتبال قرار ندارند، بلکه بخشی از چهره اصلی آن هستند.

این تحول البته یک رابطه یکسویه نبوده است. همانطور که محبوبیت روزافزون فوتبال، زنان بیشتری را به سوی این ورزش کشاند، حضور گستردهتر زنان نیز به تغییر فضای هواداری فوتبال کمک کرد. ورزشگاههای امروز از بسیاری جهات با ورزشگاههای چند دهه پیش متفاوتاند. ترکیب متنوعتر تماشاگران، فضای خانوادگیتر در بسیاری از کشورها و حضور پررنگ زنان در سکوها، چهره جدیدی به «فرهنگ هواداری» بخشیده است.
فوتبال همواره عرصه نمایش احساسات انسانی بوده است؛ از شادی و اشک گرفته تا اضطراب و امید. در قاب دوربینهای تلویزیونی، بارها صحنههایی ثبت شده که به بخشی از حافظه جمعی یک ملت یا حتی ملل گوناگون تبدیل شدهاند: زنی که دستهایش را برای پیروزی تیم محبوبش به دعا بلند کرده، دختری که در آستانه ضربات پنالتی چشمانش را از فرط اضطراب بسته، یا هواداری که در واپسین دقایق بازی با هر حمله تیمش میان امید و ناامیدی در نوسان است. این تصاویر به جذابیت روایی فوتبال افزودهاند، زیرا یادآور این واقعیتاند که فوتبال فقط رقابت میان بیستودو بازیکن نیست، بلکه صحنهای برای نمایش عواطف انسانی است.
شاید به همین دلیل باشد که امروزه کارگردانان تلویزیونی در جریان مسابقات تنها زمین بازی را نشان نمیدهند. دوربینها بارها به سکوها میروند؛ جایی که داستان دیگری در حال روایت شدن است. فوتبال نه فقط در مستطیل سبز، بلکه در چهره تماشاگرانی که میخندند، نگران میشوند، دعا میکنند و اشک میریزند نیز جریان دارد. حضور زنان در ورزشگاهها، این طیف از روایتها و احساسات را متنوعتر و غنیتر کرده است.
حضور گسترده زنان فقط ترکیب جمعیتی ورزشگاهها را تغییر نداده، بلکه به غنای روایی فوتبال نیز افزوده است. فوتبال در نهایت نمایش احساسات انسانی است و هرچه طیف انسانهای حاضر در این نمایش متنوعتر باشد، روایت آن نیز غنیتر میشود. دوربینهای تلویزیونی بارها به سکوها میروند، زیرا میدانند بخشی از درام مسابقه آنجاست؛ در چهره انسانهایی که امیدوارند، میترسند، دعا میکنند و شادی یا اندوه خود را بیپرده نشان میدهند. زنان در این میان نه به عنوان عنصری تزئینی، بلکه به عنوان بخشی از این تجربه جمعی، به یکی از جذابیتهای انسانی فوتبال مدرن تبدیل شدهاند.