عصر ایران؛ سروش بامداد- سالنامۀ 1403 روزنامۀ شرق یا ویژهنامۀ نوروز 1404 آن بر خلاف سالیان قبل در قطع معمول کتاب منتشر شده و چون تصویر دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی بر جلد نشسته متناسب به نظر میرسد.
با این حال شرق در سالنامه هم از سیاست غافل نیست و عنوانی که بر پیشانی آن نقش بسته همین را گواهی میدهد: "سالی به درازای یک قرن".
این عنوان برگرفته از یادداشت مدیر مسؤول (مهدی رحمانیان) است که نوشته: رخدادهای پی در پی سال گذشته به گونهای است که گویی وقایع یک قرن انباشته شده و سالی به درازای یک قرن را رقم زده اند. او در عین حال پرسیده: اگر امکان حضور موجودی فرازمینی در زمین میبود و سیاهۀ اتفاقات یک سال گذشته را میدید چه نامی بر آن میگذاشت؟
علی دهقان – سردبیر- هم یادآور شده: در کنار همۀ نشدنها تا دلتان بخواهد سخنهای انبوهی تکرار شدهاند و بر تنور تکرار آن نیز بارها دمیده شده است.
در ادامه نوبت به سید مصطفی هاشمیطبا از دغدغهمندان توسعه رسیده که شماری از بحرانها را برشمرده و دربارۀ آنها نوشته است و از این قرار: بحران مطلوبیت، بحران غذایی و تغذیه مردم، بحران حمل ونقل، بحران مرزها و مهاجران، بحران انرژی، بحرانهای مالی، بحران کشاورزی، بحران آلودگی رودخانهها و آبهای زیر زمینی و دشتها، بحران آلودگی هوا به ویژه در شهرهای بزرگ.
او در جایی مینویسد: ما نیازمند عقلانی کردن سیاستها و دوری از تفکرات موهوم و آخرالزمانی و به قول آیتالله سیستانی خودداری از توقیت هستیم چون آنچه خداوند مقدر کرده روی خواهد داد و حق نداریم برای آنچه در ارادۀ ذات الهی است حدس و گمان بزنیم و آن را برای مردم واقعی جلوه دهیم.
از نگاه کامبیز نوروزی – حقوقدان- اما مهمترین نیاز امروز کشور احیای نظم حقوقی است زیرا بهترین برنامهها هم در اختلال نظم حقوقی موفق نخواهند شد.
اردوان امیر اصلانی هم یادآور شده: یک سوم جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و امید به آینده در حال از بین رفتن است و هرگز میل به ترک کشور در میان جوانان ایرانی تا این حد زیاد نبوده است و یگانه چاره را حرکت به سوی یک توافق جامع با جامعۀ جهانی دانسته است.
اصل داستان سالنامه اما روایت دیدار با استاد محمد رضا شفیعی کدکنی است و شیما بهرهمند برای عنوان گزارش این دیدار از یکی از کتابهای خود استاد مدد گرفته: با چراغ و آینه.
جدای 10 صفحه گزارش این دیدار گفتوگو با همایون کاتوزیان دربارۀ شعر و جایگاه استاد هم خواندنی است که در آن به یکی از مشهورترین اشعار استاد که به ترانه هم بدل شده اشاره میکند و میگوید: زمانی که برای استفاده از فرصت مطالعاتی به آکسفورد آمده بود و من هم رفتوآمد داشتم نان و نمک هم را خوردیم و یک غزل برای او فرستادم با این مطلع:
ای ماهرخ حدیث می اندر خمار کن
در بزم جنگ، چنگ به گیسوی یار کن
و او هم در جواب این قطعه را فرستاد با این مطلع:
دل من گرفت از این شهر در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
نوشته محمد بقایی ماکان هم خواندنی است و جالب است اشاره شود در همین اسفندماه جمعی از دوستداران دکتر بقایی آیینی به بهانۀ 80 ساله شدن او برپا کردند.
او بهترین عنوان برای شفیعی کدکنی را "غواص بحر معانی" میداند و معتقد است استاد تأسف میخورد که بسیاری از علاقهمندان ادب فارسی با برخی چهرههای ژرف اندیش تاریخ شعر فارسی آشنا نیستند و روشناس این دریای بیکرانهاند چون نگاهشان فقط معطوف است به چند سخنور معروف.
گفتوگوی خواندنی دیگر سالنامه شرق با کیانوش عیاری کارگردان پرآوازه سینمای ایران است که به صراحت در آن میگوید: آدم تلخنگری هستم.
بهانۀ این گفتوگو چاپ فیلمنامههای دور و نزدیک و ادامۀ روند فیلمسازی کارگردانی است که دنبال تغییر مسیر فیلم سازی خود است.
اگر بخواهیم ازمهمترین و جذابترین بخش سالنامۀ شرق یاد کنیم عکسنوشت های آخر مجله است شامل بیش از 10 فریم از تصاویر جذاب اتفاقات سال 1403 که بعضا تلخ هم هستند و البته مروری هم دارد بر کتابهایی که شرق در مقام ناشر کتاب منتشر کرده است و موضوع مشترک غالب آنها هم توسعه است.