در فاصله معرفی صادق محصولی به مجلس شورای اسلامی تا رای آوردن وی به عنوان وزیر کشور، محور اصلی بحث های مطرح شده پیرامون وی، ثروت میلیاردی اش بود که در آمیزه ای از واقعیت و شایعه، تکرار می شد و انعکاس می یافت.
اگر بخواهیم در این بحث ها، دقیق شویم، برغم شباهت مسایل مطرح شده، یک تقسیم بندی ظریف را می توان درباره این موضوع مطرح کرد:
1- گروهی از منتقدان محصولی، اصرار داشتند که یک شخص میلیاردر نمی تواند و نباید به مقام وزارت برسد. اینان تاکید داشتند که ثروت، پدیده ای نیست که با ارزش های انقلاب اسلامی همخوانی داشته باشد. آنها، حتی به خانه محصولی نیز اشاره می کردند و می گفتند که خانه او، از خانه غلامحسین کرباسچی هم بزرگتر است و مسایلی از این دست.
2- گروه دیگر منتقدان نیز بر این نکته تاکید داشتند که باید مشخص شود محصولی چگونه این ثروت را به دست آورده است، از طریق رانت و سوءاستفاده یا از راه های قانونی؟
به یاد داریم که تا همین چند سال پیش، تقریبا هیچگاه در رسانه ها و محافل رسمی، کلمه "سرمایه دار" به کار نمی رفت مگر آنکه صفت "زالوصفت" به عنوان یک پسوند دائمی به دنبالش می آمد به گونه ای که گوش ها با کلمه "سرمایه دار" بدون این پسوند، غریبه بودند!
با این حال، در جامعه ای که ثروت ، "مذموم" و ثروتمند،" زالوصفت" معرفی می شود، همان اتفاقی می افتد که در سالیان اخیر شاهدش بودیم: خروج بی وقفه سرمایه از کشور و کمبود سرمایه گذارانی که حاضر به کارآفرینی در داخل باشند.
این وضعیت، طنز تلخی را نیز به وجود آورده است: از یک سو، ثروتمندان ایرانی را فراری داده ایم تا آنها با پول های خود، به اقتصاد کشورهای دیگر رونق دهند (و به عنوان مثال، از یک صحرای لم یزرع، دوبی امروز را بسازند) و از سوی دیگر، به هر دری می زنیم تا ثروتمندان خارجی را متقاعد کنیم که در ایران سرمایه گذاری کنند!
اگر جامعه ای بخواهد پیشرفت کند، در آن، هم باید زمینه های کسب ثروت برای عموم مردم فراهم باشد و هم، کسانی که ثروت اندوخته اند، محترم شمرده و مورد حمایت واقع شوند زیرا اگر قرار باشد در خارج از اقتصاد فشل دولتی، مثلا کارخانه ای احداث شود، نیروگاهی بنا گردد، کشت و صنعتی راه بیفتد، هتلی سر بلند کند و ... گام اول آن است که یک سرمایه گذار "دست به جیب" شود تا در نهایت تولیدی رخ دهد، چراغی روشن شود، توریستی بیاید و چند نفری از بیکاری به اشتغال برسند والا از سایر افراد جامعه که عمدتا هشت شان گرو نه شان است که نمی توان انتظار کارآفرینی و تحول آفرینی اقتصادی داشت.
در آموزه های اسلامی نیز این نکات مورد توجه قرار گرفته است. از جمله ، حضرت علی علیه السلام، به فرمانداران خود سفارش می کردند که از بازرگانان حمایت کنند زیرا آنها کسانی هستند که از راه های دور، احتیاجات مردم را تامین می کنند و به آنها می رسانند (نقل به مضمون)
«با توجه به شبهاتی که در ارتباط با محصولی وجود دارد بهتر بود که از سوی رئیس جمهور وی اصلا معرفی نمیشد، البته رای وی شکننده و غیرقابل قبول است و لذا باید بار دیگر در معرض امتحان مجلس قرار گیرد تا مشخص شود موفق به رای اعتماد واقعی از مجلس میشود یا خیر».
دلیل وضعیت موجود در ایران بسیار روشن است. سرمایه داری و پولدار بودن جرم نیست مگر برای کسانی که از نظر عقاید سیاسی عنصر نامطلوب هستند. لذا فقط عده ای معدود آزاد هستند پولدار شوند. تناقضی موجود نیست. قواعد بازی روشن است.
من کاری با مذمت ثروت و ثرتمند ندارم فقط تعجبم در این است که شغل وزارت یک کار تمام وقت است انهم در مدل دولت نهم ،از سوی دیگر گرداندن ثروت چند میلیاردی هم نیاز به کار تمام وقت دارد که آنهم در تناقض با تمام وقتی شغل وزارت است . حال آقای محصولی چگونه می خواهد هم وزارت کند ( آنهم با حقوق ماهانه ی دولتی و بخصوص سفرهای استانی و پذیرایی با نان و پنیر ) و هم ثروت میلیاردی (گیریم تماما حلال و مشروع ) خود را مدیریت کند. نمیدانم شاید نمونه بارز شیفته خدمت این سرمایه دار باشد.
کاشکی به بی سند و مدرک بودن تهمت ثروت ناروا به آقای محصولی که پخش کنندگان آن، از زیر تکذیب، فرار کردند هم اشاره ای می کردید.
با سلام
برحلاف بسیاری از مقاله های دیگر این سابت،که بسیار جناحی هستند این مقاله خیلی خوب بود
یکی از بهترین مقالات از ابتدای راه اندازی این وبسایت تا کنون بود. به خصوص این واقعیت تلخ : "از یک سو، ثروتمندان ایرانی را فراری داده ایم تا آنها با پول های خود، به اقتصاد کشورهای دیگر رونق دهند (و به عنوان مثال، از یک صحرای لم یزرع، دوبی امروز را بسازند) و از سوی دیگر، به هر دری می زنیم تا ثروتمندان خارجی را متقاعد کنیم که در ایران سرمایه گذاری کنند!"
ثروتمندی چیز بدی نیست واگر از راه حلال بدست آمده باشد خوب هم هست. ولی نکته اینجاست که سرمایه دار باید به دنبال فرصت هایی جهت کارآفرینی و توسعه وپیشرفت خود و جامعه باشد ودر جهت افزایش میزان تولید ملی گام بردارد نه اینکه وزیر و وکیل وامثالهم شود چون عموما یک ثروتمند نمیتواند وضعیت اقشار آسیب پذیر را درک کند. بهمین علت توصیه شده حکمرانان جامعه باید زندگی خود را با سطح متوسط جامعه منطبق نمایند.امام خمینی نیز بر این توصیه اصرار داشتند.
ایشان یک پاسدار بودند چطور میلیاردر شد
تایید میشه
vaghean khob neveshte shode bod, khili motshakeram
پدر و مادر ایشان از خانواده های متمول ارومیه هستند و ثروتمند بودن ایشان کاملا طبیعی است. آدم ثروتمند را با پول نمیشود
خيلي خوب يادم است اوايل انقلابي گوينده شعري را دكلمه مي كرد كه براي من كه نوجواني بيش نبودم بسيار تاثير گذار بود در هر بيت اين شعر يك مصرعش اين بود : از كجا آورده اي يك جمله كامل شود
جالب این است که ملت پوست کلفتی داریم ... در امارات با ایشان چنان رفتار می کنند ، بعد باز هم ملت ما مشتاقانه سرمایه شان را در جیب عرب ها می ریزند !
ثروت چیز بدی نیست ولی کسی که در عرض مدت کوتاهی چنین ثروتی بدست می آورد باید خلاقیت وابتکار فوق العاده ای داشته باشد و یا رانت خوار باشد ابتکار ایشان چیست ؟
ا گر سیستم سیاسی ایران خودی و غیر خودی می کند، سیستم اقتصادی آن هزار بار بیشتر خودی و غیر خودی می کند،...
من متعجبم اين مملكت چه جور مي چرخه ... اين غيب كه مي گن همينه اثباتش ... اين از مجلسش اين از روزنامه هاش ...
شعار اول انقلاب ثروتمند زالو صفت
زمانیکه آقای احمدی نژاد تبلغات رئیس جمهوری می کرد با افتخار زندگی شخصی وماشین مدل پایین خود را به نمایش گذاشتند که ما ساده زیست هستیم وباید ساده زیستی منش همه مسئولان باشد حال چگونه برخلاف عرف ایشان چنین انتصاب هایی صورت می گیرد خدا می داند .