5- اکنون و به ویژه پس از ماجرای طرح هولوکاست توسط برخی مقامات ایرانی، این گزاره توسط سیاست بازان صهیونیست و رسانه های آنان به طور شبانه روزی در ذهن مردم جهان و به ویژه اسرائیلی ها نهادینه می شود که ایران در صدد از بین بردن قوم یهود است! و دقیقاً به همین دلیل است که در صدد ساخت بمب اتم برآمده است تا به وسیله آن اسرائیلی ها را اعم از زن و مرد و کودک قتل عام کند و نسل شان را از زمین بردارد!
واقعیت این است که در ایران اراده ای برای قتل عام 6 میلیون انسان ساکن در اسرائیل وجود ندارد و حتی تصور چنین اقدامی نیز در میان ایرانی ها محال است؛ مگر فرهنگ اصیل ایرانی و آموزه های "دین صلح و رحمت"، این اجازه را به ما می دهد که حتی بر فرض توان، 6 میلیون انسان را بکشیم و با وجدانی آسوده به خانه برگردیم؟!
اگر چنین کنیم، فرق ما با جنایتکاران آمریکایی که آن فاجعه را در هیروشیما و ناکازاکی پدید آوردند، چه خواهد بود؟
اما دستگاه تبلیغاتی صهیونیست، می خواهد از ما چنین تصویری در میان افکار عمومی بسازد و در چنین شرایطی تأکید بر این که ایران دشمن قوم یهود - چه آنان که در اسرائیل ساکن اند و چه یهودیان سایر نقاط جهان- نیست، عین عقلانیت است و رویکردی است جهت خنثی کردن ولو نسبی پروژه ایران هراسی که در جهان به راه انداخته اند.
این، سیاست هوشمندانه ای می تواند باشد که ایران در تقابل با دولت های متخاصم، حساب دولت ها را از مردمان شان جدا کند تا دولت ها نتوانند با موج سواری بر افکار عمومی مردمان شان، علیه ایران اقدام کنند.
6- همان طور که رحیم مشایی نیز در توضیح سخنان جنجالی اش بدان تصریح داشته، از اظهارات وی بوی به رسمیت شناختن اسرائیل به مشام نمی رسد و بهترین راه برای حل بحران 60 ساله فلسطین، برگزاری یک همه پرسی عمومی با شرکت تمام ساکنان اصلی فلسطین است.
این، یک راهکار کاملاً دموکراتیک است که با آموزه های جهان سیاسی امروز نیز سازگاری دارد و اتفاقاً از شگفتی های روزگار ما این است که کشورهایی مانند آمریکا که به بهانه راه اندازی دمکراسی به نقاط مختلف جهان لشکر کشی می کنند، وقتی سخن از مراجعه به آرای مردم در سرزمین های اشغالی می شود، رنگ عوض می کنند و خود را به نشنیدن می زنند!
7- ایراد شده است که چرا مردم آمريكا از برترين ملتهاي دنيا خوانده شده اند؟! کسانی که چنین ایرادی را مطرح نموده اند، اگر به دنبال پاسخ این سوالات باشند، جواب پرسش خود را نیز خواهند یافت که "چرا آمریکا با بیشترین تقاضا از سوی نخبگان علمی و اقتصادی برای مهاجرت روبروست؟ چرا حدود نیمی از دانش دنیا در آمریکا تولید می شود و بقیه در سایر نقاط جهان؟ چرا بهترین تولیدات جهان در اغلب رشته های صنعتی متعلق به آمریکاست؟ چرا کشورهایی مثل ژاپن و آلمان و فرانسه و ... برغم تمام پیشرفت هایشان، هنوز هم در بسیاری زمینه ها از جمله محصولات نانو نیازمند آمریکا هستند؟ چرا ...؟!"
آیا جز این است که این جایگاه از رهگذر تلاش و به تبع آن برتری ملت آمریکا نصیب آنان شده است؟
البته باید گفت که این برتری ، نسبی است همان طور که ایرانیان نیز برتری هایی در زمینه های خاص خود بر ملل دیگر دارند و ژاپنی ها هم برتری های خاص خود را.
کوتاه کلام آن که هر ملتی که توانسته باشد تمدنی بسازد و حرفی در دنیا برای گفتن داشته باشد، جزو برترین هاست، درست مانند ایران، چین و آمریکا و خیلی های دیگر که هر کدام در زمینه هایی برتری های خاص خود را دارند و نادیده گرفتن این برتری ها، یا نشانه حسادت است و یا دلیلی بر کم اطلاعی.
8- در نقد سخنان معاون رئیس جمهور و برای اثبات بد بودن مردم آمریکا، گفته شده است که مردم آمریکا در انتخاب رهبران سیاسی خویش سهیم اند و از این رو در جنایات آنها سهیم.
جالب است ! کسانی این سخن را می گویند که همواره در موعد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ادعا می کنند که انتخابات امریکا، مردمی نیست و این، لابی های قدرت و صهیونیست ها هستند که رئیس جمهور را منصوب و برای حفظ ظاهر او را در معرض آرای عمومی قرار می دهند.
حال چگونه است که همان مردم دست و پا بسته و بی اراده، اکنون شریک جرم افرادی شده اند که در انتخاب آنان سهمی نداشته اند؟!
گذشته از این، اگر بخواهیم از زاویه دید چنین منتقدانی به دنیا نگاه کنیم باید بسیاری از ملت های جهان مثل انگلسی ها ، روس ها ، فرانسوی ها، آلمانی ها و ... را به باد ناسزا بگیریم که چرا دولت هایشان چنین و چنان می کنند.
آیا در افتادن با ملت ها و آنها را شریک جرم دانستن و دشمن تراشی های جدید، شرط عقل و منطبق با منافع ملی ماست؟
آیا کسانی که ملت آمریکا را شریک جرم می انگارند، این دستاویز را به دست رسانه های صهیونیستی نمی دهند که هر اتفاق ناگواری مانند حوادث تروریستی را به ما نسبت دهند و به مردم خود بگویند: "ایرانی ها که قبلاًگفته بودند شما را شریک جرم می دانند و حالا ، لابد خواسته اند تنبیه تان کنند و انتقام بگیرند!"
آیا وقت آن نرسیده است که یاد بگیریم بدون بهانه دادن به دست دیگران هم می شود زندگی کرد؟
9- مروری بر منتقدان اظهارات اخیر مشایی از دوگانگی مواضع آنها حکایت دارد. آنها، هنگامی که احمدی نژاد، درباره هولوکاست آن سخنان را مطرح کرد، از وی انتقاد کردند که چرا با این سخنان وجهه بین المللی کشورمان را خدشه دار می کند و هنگامی که حامیان دولت پاسخ می دادند که این سخنان باعث تقویت جایگاه ایران در میان ملت های مسلمان شده است، پاسخ می دادند که چه فایده ای دارد که این ملت ها که هیچ قدرتی هم ندارند، با ما خوب باشند ولی اینک به بهانه نقد سخنان معاون رییس جمهور، طرفدار سخنان قبلی رییس جمهور شده و می گویند چرا مشایی با چنین اظهاراتی باعث می شود جایگاه ایران نزد ملت های مسلمان خدشه دار شود و محبوبیتی که احمدی نژاد برای کشورمان در میان ملت ها کسب کرده است، از بین برود؟!
ای کاش این را هم یاد بگیریم که اگر اختلافات سیاسی هم با یکدیگر داریم، مسایل بین المللی و سیاست خارجی کشور را وجه المصالحه و ابزار دعواهای جناحی قرار ندهیم.
10- و سخن آخر اینکه اگر نظیر اظهارات مشایی در دولت قبلی و توسط مقام مشابهی بیان می شد، چه واویلایی که "بعضی ها" به راه نمی انداختند و چه کفن هایی که نمی پوشیدند! خوشبختانه این بار، چنین اتفاقی نیفتاد و ماجرا حداکثر به چند نقد رسانه ای ختم شد.
ای کاش این رویکرد، نشانه ای از بلوغ سیاسی جامعه باشد.
قطعا نگاه انساني به مظاهر هستي از جمله مذهب ارمغانش صلح و دوستي براي همه بشريت است و خداوند هم جا را براي هيچ بني بشري با هر عقيده و مرام تنگ نيافريده .
داستان غم انگيز فلسطين آنگاه به سرانجام واقعي خود مي رسد كه اسطوره هاي قومي برگرفته از هزاره هاي پيشين با عقلانيت و منطق تجزيه و تحليل گردد و شفافيت لازم در جامعه شناسي فرهنگ اقوام آن سرزمين صورت گرفته وبعد انديشه و نگاه انسانهاي پاك سرشت جاي تعلقات از هر نوعي را بگيرد .با اين پيش زمينه قطعا تنگ نظريها و دشمنيها و نسل كشي ها جايش را به مدارا و دوستي و احترام به عقايد خواهد داد.
در عين حال دوستي و دوشمني ما در اين ميانه طبيعي نيست!و درد هيچ كس را دوا نمي كند