عصر ایران
نيازمنديها
درگاه تجاری لوکوپوک
بستری برای توسعه کسب و کار شما
آموزش شارژ انواع کارتریج (لیزری و جوهر افشان)
دوستانی که از چاپگرهای لیزری استفاده می کنند و یا قصد خرید این نوع چاپگر را دارند همیشه دغدغه شارژ آنرا دارند و مجبورند با هزینه گزافی کارتریج خود را شارژ کنند، اما با تماشای این سی دی ، می توانید در منزل با هزینه کم کارتریج تان را شارژ کنید و حتی کار و کاسبی هم راه بیندازید.
سررسید،ساک دستی،هدایای تبلیغاتی
آخرین تماس را با ما بگیرید
كدخبر: ۴۸۰۰۰
تاريخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
آیا با مردم آمریکا و اسرائیل دشمنی داریم؟
ده گانه ای درباره اظهارات مشایی

*جعفر محمدی

ابتدا این سخن به نقل از اسفندیار رحیم مشایی، معاون رئیس جمهور, بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت :«ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست، اين افتخار است. ما مي‌دانيم» و سپس ، رحیم مشایی گفت که از دوستی با ملت اسرائیل سخنی نگفته ، بلکه بر عدم دشمنی با همه ملت ها از جمله "مردم" عادی ( و نه "ملت") اسرائیل تصریح کرده است.

این اظهار نظر ، انعکاس گسترده ای در رسانه های داخلی و خارجی داشت و حتی برخی رسانه های اصولگرا مانند "کیهان" از رئیس جمهور خواستند معاونش را به دلیل این سخنان ، توبیخ کند .

فارغ از جنجال های به وجود آمده پیرامون این ماجرا و فارغ از گوینده این سخنان ، در یک تحلیل عقلانی مبتنی بر نفع ملی ، می توان نکات زیر را در این باب به تأمل نشست:

1- درباب این که ایران با ملت آمریکا مشکلی ندارد،‌ پیشتر نیز مسوولان ایرانی سخن گفته اند ولی دوستی ایران با مردم اسرائیل یا عدم دشمنی با آن، مساله ای است که در ادبیات مسوولان کشورمان مسبوق به سابقه نبوده است و لذا این بخش از سخنان معاون رئیس جمهور ایران،‌ مورد نقدهای زیادی در رسانه های داخلی به ویژه در میان اصولگرایان واقع شده است.

از جمله گفته اند که اسرائیل به عنوان یک کشور متعارف از سوی ایران به رسمیت شناخته نشده است تا همانند سایر کشورها برای آن قائل به مفهوم " ملت" باشیم.

منتقدان به تاریخ اشاره می کنند و این که "شهروندان اسرائیلی"‌ در واقع اتباع کشورهای دیگری هستند که در طول 60 سال گذشته از نقاط مختلف جهان و از جمله ایران راهی "سرزمین موعود" شده اند.

از این رو،‌ چنین افرادی شایسته دوستی نیستند،‌ چنانچه در سرزمین های اشغالی نیز، ‌هر از گاهی علیه این افراد،‌ عملیات استشهادی انجام می شود و ما نیز مقتولان را "‌صهیونیست"‌ می خوانیم.

در این که تاریخ گواهی می دهد ساکنان اسرائیل از نقاط دیگر جهان به سرزمین فلسطین آمده اند و در یک فرایند غیر متعارف، کشوری به نام اسرائیل را شکل داده اند، تردیدی نیست و بازگشت سرزمین های اشغالی به صاحبان اصلی اش، ‌آرمانی غیر قابل اغماض در جهان اسلام به شمار می رود.

با این وجود نمی توان قائل به تفکیک نشد و تر و خشک را با هم سوزاند:

- گروهی از مهاجران یهودی به فلسطین،‌ با گرایش های صهیونیستی به این سرزمین آمده اند و بسیاری از آنان چه در تأسیس اسرائیل و چه در رشد و نمو و اداره آن در 6 دهه گذشته نقش آفرین بوده اند.

- بسیاری از ساکنان اسرائیل،‌ یهودیان کشورهای دیگر به ویژه از قاره آفریقا هستند که چه در سرزمین مادری خود و چه در اقامتگاه فعلی خود،‌ شهروندانی عادی و عمدتاً فقیر بوده اند که با انگیزه های کاملاً‌ شخصی و عمدتاً‌ مالی و جهت بهبود وضعیت معیشتی از جمله خانه دار شدن و اشتغال و ... مهاجرت کرده اند.
آنها نه از تاریخ تأسیس اسرائیل و دست انگلیسی ها در شکل گیری آن خبر دارند و نه از سیاست امروزین چیزی می فهمند؛‌ آنها در گذشته ای نه چندان دور، ‌با پیشنهادی برای مهاجرت و زندگی بهتر مواجه شده و صرفا ً‌بر اساس "دو دو تا چهار تای شخصی و معیشتی"‌ آن را پذیرفته اند.

این یک واقعیت است که امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، ‌شهروندان غیرسیاسی که سرشان به کار زندگی شان است و حتی نام چهار وزیر مملکت خودشان را هم نمی دانند، در اکثریت اند.

- بخش بزرگی از شهروندان اسرائیلی نیز کسانی هستند که اساساً ‌به این سرزمین مهاجرت نکرده اند، بلکه بی هیچ تقصیری در آنجا متولد شده و شناسنامه اسرائیلی گرفته اند. بنابر این اگر از منظر تاریخی و ایدئولوژیک هم بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم، ‌نمی توانیم همه شهروندان اسرائیلی را "صهیونسیت های دشمن" بنامیم.

بیایید از تعصبات اندکی فاصله بگیریم و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا کودکی که در کشوری به نام اسرائیل به دنیا آمده و طبق آیه قرآن "با فطرت پاک متولد شده است" ‌را می توانیم صهیونیست و دشمن بنامیم و حکم به نابودی او کنیم؟! شهروندان عادی و غیر سیاسی و غیر نظامی چه؟!

آیا یادآوری این که ما با این افراد سر دشمنی نداریم، ‌این قدر ناشایست است که چنین بلوایی به پا می شود؟!

اگر در سخن گفتن از "دشمنی نداشتن با مردم عادی اسرائیل یا حتی دوستی با آنان" ، افراد عادی که هیچ جرم و جنایتی را مرتکب نشده اند و بیش از هر چیز یک "انسان"‌ هستند، مد نظر بوده باشد،‌ به نظر نمی رسد سخنی غیر منطبق با اصول انسانی و اسلامی گفته شده باشد.

البته اگر روزگاری، به دست همین شهروندان عادی سلاح دهند که علیه منافع ملی ما اقدامی صورت دهند، وضعیت فرق خواهد کرد و برای جنگیدن با آنها تردیدی وجود نخواهد داشت همان طور که در دفاع مقدس،‌ 8 سال با کسانی جنگیدیم که همانند ما "شهادتین" گفته بودند ولی هنگامی که پای دفاع از میهن به میان می آید،‌ معادله ها بسیار تغییر می کند.

طبیعتاً حساب صهیونیست هایی که تجاوز و جنایت و خون، ‌بخشی از وجود آنهاست، کاملاً‌ مشخص است و اگر منصفانه و واقع گرایانه بنگریم، بقیه ساکنان سرزمین های اشغالی و از جمله همین شهروندان عادی اسرائیلی، گروگان های این صهیونیست ها هستند.

2- در نقد سخنان معاون رئیس جمهور به عملیات استشهادی علیه ساکنان اسرائیل اشاره شده و آن را دلیل "دشمن" و "‌صهیونیست" بودن شهروندان اسرائیلی دانسته اند.

به نظر می رسد در این نقد،‌ واقعیتی به نام "بحران مستمر و حالت جنگی دائمی"‌ در سرزمین های اشغالی فراموش شده است.

عملیات استشهادی،‌ صرفاً‌ یک پاسخ بازدارنده و از سر اضطرار به جنایات صهیونیست ها و به نوعی مقابله به مثل است.

‌در شرایطی که صهیونیست ها شهروندان فلسطینی را به خاک و خون می کشند، فلسطینی ها نیز حق مشابهی را برای خود قائل هستند؛ ‌درست مثل حقی که ایران در جنگ تحمیلی برای خود قائل شد و پس از آن که ارتش صدام مناطق مسکونی کشورمان را با توپ و موشک و هواپیما مورد هدف قرار داد،‌ شهرهای عراق نیز هدف حملات متقابل ایران قرار گرفتند و در نتیجه آن،‌ تعدادی از غیرنظامیان عراقی نیز کشته شدند ولی آیا رهبران ایران می توانستند در آن شرایط فقط نظاره گر قتل عام شهروندان خود باشند و فقط به موعظه های اخلاقی که "حمله به شهرها بد است"، ‌اکتفا کنند؟

3- گفته شده است "هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست، اين افتخار است."
اگر واقعاً ‌این گونه باشد که هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نباشد که سخن بدی نیست و البته به نظر هم نمی رسد ملت ها با ما دشمنی داشته باشند.

اگر به واقعیت های امروزین دنیا نگاه کنیم ، متوجه می شویم که ملت ها با همدیگر دشمنی ندارند بلکه این دولت ها هستند که به هر علتی ، با یکدیگر عداوت می ورزند و آنها را به جان هم می اندازند.

به ماجرای جنگ 8 ساله ایران و عراق بنگرید که دولتمرد نابخردی به نام "صدام" آتش آن را افروخت و جنگ بین دو ملت ایران و عراق را سبب شد که طی آن ایرانی ها و عراقی ها صدها هزار نفر از همدیگر را کشتند ولی با تغییر دولت در عراق، دوستی دولت ها زنده شد و همان ملت ها،‌ اینک با یکدیگر داد وستد می کنند،‌ با هم ازدواج می کنند، به سرزمین همدیگر سفر می نمایند و دوستانه به یکدیگر لبخند می زنند.

از این منظر،‌ به نظر نمی رسد مردم عادی اسرائیل نیز در شرایط عادی خود را دشمن ایران بدانند و اگر ذهنیت های منفی هم نسبت به ایران دارند، ‌نتیجه تبلیغات رسانه ای صهیونیست ها و البته گزگ دادن های گاه و بیگاه برخی مسوولان ماست و الا شهروند عادی اسرائیلی که به امید زندگی بهتر،‌ زادگاه خود را ترک کرده و به این کشور مهاجرت کرده است، انگیزه ای برای دشمنی با دیگران و در نتیجه نا امن کردن زندگی و زمانه خود ندارد.

البته در این میان دارندگان گرایش های صهیونیستی که از منظری ایدئولوژیک به ماجرا می نگرند،‌ خود را موظف به عداوت با ما می دانند که نباید با خوش بینی و ساده لوحی، از آنها غافل شد.
آنها افرادی هستند که در راه اهداف توسعه جویانه خود،‌ حتی به خودی هایشان هم ترحم نمی کنند و به سوی "اسحاق رابین"‌ خودشان هم شلیک می کنند.

‌ 4- یکی از شگردهای آمریکا در حدود 5 سال اخیر و از تاکتیک های تل آویو در طول یک سال گذشته، ‌این است که مدام بر دوستی با مردم ایران و متمایز کردن مردم از حاکمیت تاکید می کنند و حتی در مقاطعی درباره برخی مشکلات داخلی کشورمان با مردم ایران ابراز همدردی کرده اند.

البته در نفاق آلود بودن این سیاست،‌ تردیدی نیست و واقعیت های تاریخی و بین المللی نیز بر این نکته صحه می گذارد که دولتمردان صهیونیست زده آمریکا و اسرائیل هرگز دوست خوبی برای ملت ایران نبوده اند که اشاره به مصداق ها و مثال های متعددی همانند سرنگونی دولت مردمی مرحوم مصدق و حمله به هواپیمای مسافربری ایران و... مجال و مقال دیگری می طلبد و البته تکرار مکررات خواهد بود.

حال چه اشکالی دارد که دولتمردان ایرانی هم پاتک مشابهی بزنند و در عین حال به تصحیح ذهنیت مردمان آمریکا و اسرائیل درباره ایران همت گمارند؟

آیا وقتی دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی دم از دوستی با مردم ایران می زنند، در کشورهای آنان نیز برخی رسانه ها و سیاستمداران برمی آشوبند که "نه!‌ همه ایرانی ها دشمن ما هستند؟"
باور کنید اندکی سیاست دانی هم بد نیست؛ لااقل از دیگران بیاموزیم.


5- اکنون و به ویژه پس از ماجرای طرح هولوکاست توسط برخی مقامات ایرانی، این گزاره توسط سیاست بازان صهیونیست و رسانه های آنان به طور شبانه روزی در ذهن مردم جهان و به ویژه اسرائیلی ها نهادینه می شود که ایران در صدد از بین بردن قوم یهود است! ‌و دقیقاً ‌به همین دلیل است که در صدد ساخت بمب اتم برآمده است تا به وسیله آن اسرائیلی ها را اعم از زن و مرد و کودک قتل عام کند و نسل شان را از زمین بردارد!

واقعیت این است که در ایران اراده ای برای قتل عام 6 میلیون انسان ساکن در اسرائیل وجود ندارد و حتی تصور چنین اقدامی نیز در میان ایرانی ها محال است؛ مگر فرهنگ اصیل ایرانی و آموزه های "دین صلح و رحمت"، ‌این اجازه را به ما می دهد که حتی بر فرض توان،‌ 6 میلیون انسان را بکشیم و با وجدانی آسوده به خانه برگردیم؟!

اگر چنین کنیم، ‌فرق ما با جنایتکاران آمریکایی که آن فاجعه را در هیروشیما و ناکازاکی پدید آوردند، ‌چه خواهد بود؟

اما دستگاه تبلیغاتی صهیونیست، می خواهد از ما چنین تصویری در میان افکار عمومی بسازد و در چنین شرایطی تأکید بر این که ایران دشمن قوم یهود - چه آنان که در اسرائیل ساکن اند و چه یهودیان سایر نقاط جهان- نیست، عین عقلانیت است و رویکردی است جهت خنثی کردن ولو نسبی پروژه ایران هراسی که در جهان به راه انداخته اند.

این، ‌سیاست هوشمندانه ای می تواند باشد که ایران در تقابل با دولت های متخاصم،‌ حساب دولت ها را از مردمان شان جدا کند تا دولت ها نتوانند با موج سواری بر افکار عمومی مردمان شان، ‌علیه ایران اقدام کنند.

6- همان طور که رحیم مشایی نیز در توضیح سخنان جنجالی اش بدان تصریح داشته،‌ از اظهارات وی بوی به رسمیت شناختن اسرائیل به مشام نمی رسد و بهترین راه برای حل بحران 60 ساله فلسطین،‌ برگزاری یک همه پرسی عمومی با شرکت تمام ساکنان اصلی فلسطین است.

این،‌ یک راهکار کاملاً‌ دموکراتیک است که با آموزه های جهان سیاسی امروز نیز سازگاری دارد و اتفاقاً از شگفتی های روزگار ما این است که کشورهایی مانند آمریکا که به بهانه راه اندازی دمکراسی به نقاط مختلف جهان لشکر کشی می کنند، وقتی سخن از مراجعه به آرای مردم در سرزمین های اشغالی می شود،‌ رنگ عوض می کنند و خود را به نشنیدن می زنند!

7- ایراد شده است که چرا مردم آمريكا از برترين ملت‌هاي دنيا خوانده شده اند؟! کسانی که چنین ایرادی را مطرح نموده اند،‌ اگر به دنبال پاسخ این سوالات باشند،‌ جواب پرسش خود را نیز خواهند یافت که "چرا آمریکا با بیشترین تقاضا از سوی نخبگان علمی و اقتصادی برای مهاجرت روبروست؟ چرا حدود نیمی از دانش دنیا در آمریکا تولید می شود و بقیه در سایر نقاط جهان؟‌ چرا بهترین تولیدات جهان در اغلب رشته های صنعتی متعلق به آمریکاست؟‌ چرا کشورهایی مثل ژاپن و آلمان و فرانسه و ... برغم تمام پیشرفت هایشان، هنوز هم در بسیاری زمینه ها از جمله محصولات نانو نیازمند آمریکا هستند؟ چرا ...؟!"

آیا جز این است که این جایگاه از رهگذر تلاش و به تبع آن برتری ملت آمریکا نصیب آنان شده است؟

البته باید گفت که این برتری ، نسبی است همان طور که ایرانیان نیز برتری هایی در زمینه های خاص خود بر ملل دیگر دارند و ژاپنی ها هم برتری های خاص خود را.

کوتاه کلام آن که هر ملتی که توانسته باشد تمدنی بسازد و حرفی در دنیا برای گفتن داشته باشد، جزو برترین هاست، درست مانند ایران، چین و آمریکا و خیلی های دیگر که هر کدام در زمینه هایی برتری های خاص خود را دارند و نادیده گرفتن این برتری ها، ‌یا نشانه حسادت است و یا دلیلی بر کم اطلاعی.

8- در نقد سخنان معاون رئیس جمهور و برای اثبات بد بودن مردم آمریکا، گفته شده است که مردم آمریکا در انتخاب رهبران سیاسی خویش سهیم اند و از این رو در جنایات آنها سهیم.

جالب است ! کسانی این سخن را می گویند که همواره در موعد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ادعا می کنند که انتخابات امریکا، مردمی نیست و این، لابی های قدرت و صهیونیست ها هستند که رئیس جمهور را منصوب و برای حفظ ظاهر او را در معرض آرای عمومی قرار می دهند.

حال چگونه است که همان مردم دست و پا بسته و بی اراده، ‌اکنون شریک جرم افرادی شده اند که در انتخاب آنان سهمی نداشته اند؟!

گذشته از این،‌ اگر بخواهیم از زاویه دید چنین منتقدانی به دنیا نگاه کنیم باید بسیاری از ملت های جهان مثل انگلسی ها ، روس ها ، فرانسوی ها، آلمانی ها و ... را به باد ناسزا بگیریم که چرا دولت هایشان چنین و چنان می کنند.

آیا در افتادن با ملت ها و آنها را شریک جرم دانستن و دشمن تراشی های جدید، شرط عقل و منطبق با منافع ملی ماست؟

آیا کسانی که ملت آمریکا را شریک جرم می انگارند، این دستاویز را به دست رسانه های صهیونیستی نمی دهند که هر اتفاق ناگواری مانند حوادث تروریستی را به ما نسبت دهند و به مردم خود بگویند: "ایرانی ها که قبلاً‌گفته بودند شما را شریک جرم می دانند و حالا ، لابد خواسته اند تنبیه تان کنند و انتقام بگیرند!"

آیا وقت آن نرسیده است که یاد بگیریم بدون بهانه دادن به دست دیگران هم می شود زندگی کرد؟

9- مروری بر منتقدان اظهارات اخیر مشایی از دوگانگی مواضع آنها حکایت دارد. آنها، هنگامی که احمدی نژاد، درباره هولوکاست آن سخنان را مطرح کرد، از وی انتقاد کردند که چرا با این سخنان وجهه بین المللی کشورمان را خدشه دار می کند و هنگامی که حامیان دولت پاسخ می دادند که این سخنان باعث تقویت جایگاه ایران در میان ملت های مسلمان شده است، پاسخ می دادند که چه فایده ای دارد که این ملت ها که هیچ قدرتی هم ندارند، با ما خوب باشند ولی اینک به بهانه نقد سخنان معاون رییس جمهور، طرفدار سخنان قبلی رییس جمهور شده و می گویند چرا مشایی با چنین اظهاراتی باعث می شود جایگاه ایران نزد ملت های مسلمان خدشه دار شود و محبوبیتی که احمدی نژاد برای کشورمان در میان ملت ها کسب کرده است، از بین برود؟!

ای کاش این را هم یاد بگیریم که اگر اختلافات سیاسی هم با یکدیگر داریم، مسایل بین المللی و سیاست خارجی کشور را وجه المصالحه و ابزار دعواهای جناحی قرار ندهیم.

10- و سخن آخر اینکه اگر نظیر اظهارات مشایی در دولت قبلی و توسط مقام مشابهی بیان می شد، چه واویلایی که "بعضی ها" به راه نمی انداختند و چه کفن هایی که نمی پوشیدند! خوشبختانه این بار، چنین اتفاقی نیفتاد و ماجرا حداکثر به چند نقد رسانه ای ختم شد.

ای کاش این رویکرد، نشانه ای از بلوغ سیاسی جامعه باشد.



نظرات بینندگان:
به نام خدا
قطعا نگاه انساني به مظاهر هستي از جمله مذهب ارمغانش صلح و دوستي براي همه بشريت است و خداوند هم جا را براي هيچ بني بشري با هر عقيده و مرام تنگ نيافريده .

داستان غم انگيز فلسطين آنگاه به سرانجام واقعي خود مي رسد كه اسطوره هاي قومي برگرفته از هزاره هاي پيشين با عقلانيت و منطق تجزيه و تحليل گردد و شفافيت لازم در جامعه شناسي فرهنگ اقوام آن سرزمين صورت گرفته وبعد انديشه و نگاه انسانهاي پاك سرشت جاي تعلقات از هر نوعي را بگيرد .با اين پيش زمينه قطعا تنگ نظريها و دشمنيها و نسل كشي ها جايش را به مدارا و دوستي و احترام به عقايد خواهد داد.
در عين حال دوستي و دوشمني ما در اين ميانه طبيعي نيست!و درد هيچ كس را دوا نمي كند
بنده به عنوان يك ايراني از آقاي احمدي ن‍‍ژاد ميخواهم آقاي مشائي را مورد تشويق و تقدير قرار دهد چرا كه ما با مردم دنيا سر جنگ نداريم و اين اختلاف سليقه ها به ملت ها ارتباطي ندارد.
آفرين بر شما ! در يک کلام متعصب مسلمان نیست مگر بر تعصبش بر اصول دینش که تازه آن را هم کاملاً عقلانی پذیرفته باشد. ممنون از روشنگری شما
بسيار ممنون از اين همه شيوايي و دقت. مخصوصا در بند 10 ضمنا تا كي بايد ديگران را به جنگ هم انداخت ايا از نظر شما با لودر يك بچه را بكشيم قابل قبول هست ؟ من كه به هيچ وجه تحت هر عنواني بدست هر كس هر كجا باشد از اين كار متنفرم و هرگز قابل دفاع نيست پس لطفا بفرماييد عمليات انتحاري تا كجا مي تواند توجه پذير باشد نه نبايد بگوييد چون اسراييل جنايت مي كند يك فلسطيني مي تواند با عمليات انتحاري يك بچه را بكشد به اسم دفاع البته اينكه اسراييل بدترين جنايات را مي كند قابل دفاع نيست و شكي در ان نيست. اما بايد توجه كرد وسيله هميشه هدف را توجه نمي كند.
آفرین مقاله خوبی بود .دلایل کاملا منطقی بیان شده است .
درود بر آ قای رحیم مشائی واقعا آدم عاقلی است کاشکی این آدم میتونست به خیلی از این آقایون درس سیاست و دیپلماسی بینالمللی یاد بده به امید روزی که تمام دنیا در صلح و صفا و دوستی پایدار زندگی کنند.مرگ بر جنگ و جنگطلبان و زنده باد آزادی.
سپاس متن زیادی بود ولی مجبورم کردید تا آخر بخونمش جالب بود
مرحبا مرحبا کاملا موافقم . تمام حرف حساب بود . من هم به عنوان یک ایرانی ساکن ایران با هیچ ملتی دشمنی ندارم حتی مردم اسراییل .
نمی دونم اگر حضرت امام رحمه الله علیه زنده بودند جناب آقای مشایی که رییس یه سازمان نه چندان قدرتمند به لحاظ سیاسی هستند باز هم جرات اظهار چنین سخنانی داشتند ولو پدر همسر فرزند رییس جمهور باشه ....
لطفا منعکس کنید
afarin afarin,afarin!moteasefane too se daheye gozashte hame fekr mikonan ke baayad bare hame donya shakho shune keshid ,ama hazine ro che kasi mipardaze,kesi pasokh goo nist!!!in waghean bache gane tarin tafakor hast ke har kasi dar israil zendegi mikone sahyonist hast,khaili as sakenan israil hataa ba tondrwai wa barkhorde khashen ba felestiniha moafegh nistand!!mamnoon az in tahlile aliee shoma!
درود بر خرد نويسنده
احسنت به این نقد مستقل
خدا عمرت بده، کیه که گوش بده

تا جنگ راه نندازن ول نمیکنن آقایون
ای کاش همه مثل شما می اندیشیدند: منطقی ، عادلانه و انسان دوستانه.
واقعا" ادبیات ما باید تغییر کند و به سوی ادب و مهر برود. تا کی می خواهیم با مردم دنیا سر جنگ داشته باشیم؟ دود این آتش فقط به چشم ملت خواهد رفت.
نوع بیان انسان ها از طرز تفکرشان و تفکرشان از دلشان نشأت می گیرد و آقای مشایی نشان دادند که ذهنی مودب و قلبی مهربان دارند.
bravo
آفرین ممنون
یک لحظه در نظر بگیرید که در دنیا هیچ دولت و حکومتی وجود نداشت و فقط ملت ها و فرهنگ ها بودند، آیا باز هم جنگ و درگیری بوجود می آمد. ریشه اصلی مشکلات، همین تبلیغات بر علیه کشورهاست. نمی دانم قابل چاپ هست یا نه، ولی همیانطور که در ایران صداوسیما و رسانه ها و متون کتابهای درسی همه چیز پر از تبلیغات ضد آمریکایی و اسرائیلی است، در کشورهای آنان هم وضع به همین گونه است. حکومت های آنان هم تبلیغات زیادی انجام می دهند. دوستی دارم در کشور لهستان، که عاشق ایران و فرهنگ ایرانی است. به من می گفت که در آنجا ، رسانه ها فقط و فقط از ایران بد می گویند.
من به شخصه کار آقای مشایی را تحسین می کنم، چرا که سیاست یعنی همین. عالم سیاست این نیست که مستقیما بر علیه یک کشور و باورها و مقدساتش صحبت کنی. اگر می خواهی خودت و فرهنگت را معرفی کنی، بهترین راه از طریق دوستی و زبان نرم است. زبان خشونت آمیز و تند و تهدید به نابودی، نتیجه عکس می دهد. همین سخنان مشایی ، باور کنید تاثیر گذار تر است.
از این تحلیلهای سبک متاسفم
واقعا لذت بردم و از این که هنوز هم نویسندگان منصف و خردمندی در عرصه رسانه ها قلم می زنند خرسند شدم.
زنده باد ایرانی صلح طلب
آمریکا بخشی از برتری های خود را با استثمار و استیلا بر دیگر کشور ها به دست آورده، آنها از هر راهی برای برتری و قدرتمند شدن استفاده کرده اند پس لزوماً برتر نیستند. اینها از نژاد همان مردمانی هستند که هنگام شکوفایی تمدن اسلامی در وحشی گری زندگی می کردند
نقد های فراوانی بر دولت جناب احمدی نژاد و مدیران ایشان وارد است ولی باید بگویم آقای مشائی گرچه آتو های بسیاری دست مخالفین چپ و راست داده اند فردی فرهنگی و فرهیخته می نمایند و گاه آرزو میکنم کاش ایشان در مسند وزارت ارشاد بودند.
مگر آقای مشایی بین شهروندان اسرائیلی تفاوتی قائل شد که شما در تحلیلتون تفاوت قائل میشید؟؟؟؟؟؟چرا حرف تو دهنش میذارید؟؟؟؟؟؟
واقعا" که نواده کورش کبیر هستی آفرین!
احسنت به نويسنده كه به جاي شور از عقل و منطق و شعور خود بهره برده است.
▪ آفرین ممنون. Thanks
منهم معتقدم ما با هيچ ملتي سر جنگ نداريم . ما فقط با کساني سر جنگ داريم كه اول كار كشور را به بحران مي رسانند و سپس مي خواهند درستش كنند اما آنقدر در جامعه ناداني تزريق كرده اند كه ناچاريم براي يك جمله حرف ساده اين همه توضيح واضحات بنويسيم و بخوانيم .
گه گداري مقاله هايي با استدلال و پرطرفدار چاپ ميكنين.
مقاله مثبتي بود ولي ملت آمريكا از برترين ملتهاي دنيا نيست آنها با زور سرخپوستهاي بدبخت را كشتند و آنجا را غارت كردند و آنها در واقع در سرزمين غصب شده ساكنند ولي به دليل پيشرفت اقتصادي و صنعتي دانشمندان دوست دارند به انجا بروند آنها هم مثل ملت اسرائيل جعلي اند!
آقاي مشايي و مسولين ما هيچ كدام ديپلماسي بين الملل خوبي نداشتند و نخواهند داشت ، "حالا اين آقا يك حرفي زده بي خيال شين" ........ خاتمي هم از اين حرفها مي زد.
با سلام
مورد 4 و بحث پاتك مشابه به دشمن زدن بهترين نقد بود.
واقعيت آنست كه كساني كه در سرزمينهاي اشغالي زندگي ميكند، خواسته يا ناخواسته غاصب سرزمين فلسطين اند و ر در تمامي ظللمها و جنايات رژيم اسراييل شريكند. با اين ادعا كه اغلب آنها غير سياسي اند نميتوان حقيقت را كتمان كرد چراكه مهاجرت و حتي صرف زندگي آنها قوام دهنده و تقويت كننده رژيم صهيونبستي است بنابراين حتي اگر سلاح هم در دست نداشته باشند بعنوان حامي و شريك جرم رژيم اسراييل و غاصب سرزمينهاي اسلامي به هيچ وجه نميتوان آها را بيگناه و قابل ترحم و شفقت دانست.
مرسي ...واقعا مرسييي...مخصوصا مورد دهم :)
با نظر نویسنده کاملا موافقم.ممنون از نقد منصفانه و انسانی شما
چقدر دنیا زیبا می شد اگر انسان های دارای سلامت روان در همه جای دنیا حاکم می شدند.
من فكر كنم كه شما اين قسمت پيشنهادات و انتقادات رو الكي گذاشتين و اين نظرياتم مال خودتونه چون من تا حالا صدبار نظراتم رو گفتم و هيچوقتم شما اونا رو نگذاشتيد. برادر من مشايي رييس سازمان ميراث فرهنگيه و براي جذب گردشگر و توريست به كشور بايستي رفتاري نرم تر و گردشگرپسندتر بده آقا دروغ مي گم؟؟؟؟؟؟
احسنت! بالاخره يك نقد حسابي و منطقي پس از مدتها خوانديم.ادامه بدهيد.
من اصلا به مشایی کاری ندارم که این حرفها از دهنش پریده یا واقعا فکر شده گفته.
اما آقای جعفر محمدی شما عالی نوشتید. مطمئن باشید اکثر مردم ایران دقیقا همسو با افکار مطرح شده در نوشته شما هستند.
با سپاس از شما واقعا فرهنگ ایرانی اساسش بر دوستی ومهر پایه ریزی شده است پس ما بعنوان یک ایرانی با هیچ ملتی دشمنی نداریم امیدوارم حکومتگران این را خوب بفهمند.بدرود
اسلام دینی منطق است. در تاریخ اسلام پیامبر بارها با کفار قراردادها و پیمانها بست. باتوجه به شرایط فعلی جهان و پذیرش اسرائیل بعنوان یک دولت از طرف سازمانهای بین المللی ما باید بجای شعارهای احساسی و غیرقابل اجرا مثل نابودی اسرائیل یا صهیونیزم بطور واقعی بفکر مردم محروم فلسطین باشیم . یعنی با نزدیک شدن به امریکا و کشورهای قدرتمند دیگر (البته بطور معقول) زمین و فضای بیشتری برای مردم فلسطین آزاد کرده و از این تنگنا نجاتشان دهیم. روشهای فعلی جز جری کردن اسرائیل کار دیگری نمی کند.
هدف باید گرفتن زمین به اندازه ای که آوارگان فلسطینی بتوانند در آن زندگی کنند , تعیین تکلیف شهرهای مقدس بیت المقدس و بیت اللحم و تعیین مرز بین اللمللی برای فلسطین باشد. انشالله
اظهارات رئیس جمهور همواره به این صورت ترجمه و از سوی مقامات و رسانه های غرب نقل شده است که او میخواهد اسرائیل را از صحنه دنیا پاک کند یا ایران قصد نابودی اسرائیل را دارد درحالی که رئیس جمهور چنین حرفی نزده بود و فقط مشروعیت اسرائیل را مورد سئوال قرار داده بود.
آفرین، دو مورد خوشحال کننده کاملا به چشم میخورد یک نگارش چنین نقدی و دو تشویق و بینش خوانندگان
نظرات کاربران
نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت:
نيازمنديها
کتاب های گویا / ویژه آدم های پرمشغله و علاقه مند به مطالعه
ابتکاری جالب همگام با کشورهای دیگر جهان در ایران
خوش آمدید... اینجا ebayonline
وقتی فقط با چند کلیک می توان خرید کرد ، بیرون رفتن و وقت تلف کردن چرا؟!
»